پنجشنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۸۹
چهارشنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۹
پست شماره 100 (غربت)
مست بودم. تو اتوبان چمران آهنگ (وقتي دلگيريو تنها) ي ابي رو گذاشته بودم و صداشو تا ته بره بودم بالا. دلم گرفته بود... تو حال خودم نبودم... بلند بلند ميخوندم باهاش. هر كي رد ميشد يه متلكي مينداخت.
يكي ميگفت ناز نفست!
يكي ميگفت نخون آهنگو خراب كردي...
اما من بازم ميخوندم. تا اينكه يه 206 نقره اي كه يه دختر و پسر توش بودن كنارم تو ترافيك وايساد. دو تايي بلند بلند باهام خوندن:
وقتي دلگيريو تنها...
غمم سبكتر شد. دلگير بودم اما ديگه تنها نبودم. تو اون حال فقط يه لبخند بهشون زدم اما حالا ميخوام بهشون بگم ...
دمتون گرم
يكي ميگفت ناز نفست!
يكي ميگفت نخون آهنگو خراب كردي...
اما من بازم ميخوندم. تا اينكه يه 206 نقره اي كه يه دختر و پسر توش بودن كنارم تو ترافيك وايساد. دو تايي بلند بلند باهام خوندن:
وقتي دلگيريو تنها...
غمم سبكتر شد. دلگير بودم اما ديگه تنها نبودم. تو اون حال فقط يه لبخند بهشون زدم اما حالا ميخوام بهشون بگم ...
دمتون گرم
یکشنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۸۹
يك مهندس متعهد
ديني/ معارف/ بينش اسلامي/ انديشه اسلامي/ انقلاب اسلامي/ متون اسلامي/ تاريخ اسلام /قرائت قرآن ... تبريك ميگم! يه چنتا درس فرعي باقي ميمونه كه اگه اونا رو هم بخونيد، مهندس ميشيد.
پنجشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۹
چهارشنبه، شهریور ۱۷، ۱۳۸۹
شصتي كه به چشم فرو رفته...
(دهه شصتي) كسيه كه تموم عمرش براي هضم كردن اتفاقاي سه دهه ي اول زندگيش كافي نيست.
دوشنبه، شهریور ۱۵، ۱۳۸۹
از هر طرف كه رفتم... جز وحشتم نيافزود
رفيقم ميگفت: ميدوني چرا من تو زندگيم پيوسته به گا رفتم؟
گفتم چرا؟
گفت: چون هميشه يه سري آدم دورو برم بودن كه گفتن اين راه اشتباس... اما هيچ وقت نگفتن راه درستش كدومه.
پ.ن: ميخوام برم دنبال اولين پيشنهاد مفيد.
گفتم چرا؟
گفت: چون هميشه يه سري آدم دورو برم بودن كه گفتن اين راه اشتباس... اما هيچ وقت نگفتن راه درستش كدومه.
پ.ن: ميخوام برم دنبال اولين پيشنهاد مفيد.
یکشنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۸۹
شنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۸۹
چهارشنبه، شهریور ۱۰، ۱۳۸۹
اشتراک در:
پستها (Atom)