یکشنبه، دی ۱۲، ۱۳۸۹

بازنده

آدمها رو با آدمکها تاخت نزنید...
معامله ی افتضاحیه...
باور کنید!



پ.ن: و در لغت "آدمکها" برای اهل تفکر نکته ها پنهان است...

۲۳ نظر:

parisa گفت...

اولین چیزی که بنظرم رسید از آدمکها ، آدمهای حقیر بود
نمیدونم چرا ....

م.م. گفت...

من یه چیزدیگه میخوام بگم.
این روزا اونقدر آدمک زیاد شده که وقتی میخوای آدم باشی کسی باورت نمیکنه.
این روزا اوقدر دروغ زیاد شده که وقتی حرف راست میزنی طرف مقابل باورش نمیکنه انگار صداقت به بزرگترین دروغ تبدیل شده.
گاهی دلت میخواد فقط باورت کنن.گاهی تو هم آدمک میشی چون بقیه نمیخوان آدم ببینن.تا حالا این حس ُ تجربه کردی؟
خیلی تلاش میکنی که آدم باشی.فکر میکنی آدم بودن باعث میشه طرف مقابلت خوشش بیاد لذت ببره اما یهو میفهمی ای دادو بیداد،آدمک بودن واسش جذاب تره.
خیلی حرف زدم
ببخشید.
شب خوش

طیبه گفت...

سلام...از حرفا و نوشته هات خوشم اومد ...درد ه و حرف...نه فقط حرف...
آدم ،آدمک...بعضی فقط ممکن است بگویند:انقدر ریز نبین دنیا رو.
که آدم حالش از همین بد میشه..
شاد زی

طیبه گفت...

سلام...از حرفا و نوشته هات خوشم اومد ...درد ه و حرف...نه فقط حرف...
آدم ،آدمک...بعضی فقط ممکن است بگویند:انقدر ریز نبین دنیا رو.
که آدم حالش از همین بد میشه..
شاد زی

ناشناس گفت...

دلم از رفتار آدمها گرفته
آدمکها بهتر هستن.چون فقط تورو نگاه میکنن و به تو گوش میدن

سيفتال گفت...

يعني هست كسي كه واقعاً بزنه؟
تاخت؟!

ا.ن گفت...

بدتر از اون اینه که اونی که تاخت خورده به راحتی هم فراموش بشه

ا.ن گفت...

بدتر از اون اینه که اونی که تاخت خورده به راحتی هم فراموش بشه

تی تی گفت...

آدمها رو اگر ( تاکید میکنم : اگر ) پیدا کردید ...

پریا گفت...

حرص این روزامو چقدر قشنگ تو یه کلمه"معامله افتضاحیه" گفتی...این روزا میدان دست ادمک هاست...ای کاش همه اونایی که با ادمک ها معامله میشن و ادعای ادم بودن دارن تبدیل به یه ادمک نشن....دارم سعیمو میکنم که به جمله ام عمل کنم...حرص دارم ولی ادمم هنوز! بلاگت حرف دله...

سعيده گفت...

باور كن
كسي كه اين معامله افتضاح رو مي كنه
بي نصيب از عوايد اين معامله نمي مونه
باور كن

مرا فرانسوي ببوس گفت...

آره دقيقا
واسه اهلش عوايد داره
زياد هم داره
متاسفانه

ce! گفت...

تاخت زدن منظورت مقایسه کردنه؟؟
ادمک ها رو قبل از خوندن پی نوشت ادمهای بی ارزش فرض کردم :|
اوهوم بی ارزشه....

مرا فرانسوي ببوس گفت...

تاخت تا اونجا كه من ميدونم ميشه معاوضه
در واقع نوعي مبادله

م.م. گفت...

می بینی؟می بینی؟دردناکه.دقیقا ً از چیزی می ترسم که تو وبلاگت می بینم.از کسایی که دیگه وجودآدم رو باور ندارن.چون یه جایی یه روزی از یه آدمک رودست خوردن.
پریا و تی تی رو ببین.وقتی چیزی رو باور نداشته باشی کم کم از بین میره.
وقتی بگی آدمی نیست،کم کم آدما نابود میشن.چون دیگه انگیزه ای ندارن باشن،چون باورشون نداریم...
وقتی بگیم عشقی نیست،عشق واقعی از بین میره چون کسی نیست باورش کنه...
لطفا ً همیشه باور کنید هست حتی اگه تا آخر عمرتون ندیدین.شما با ناباوریتون قاتل همه ی چیزای خوب و البته کم نظیر میشید.بیاین قاتل نباشیم حتی اگه تا آخر عمر چیزی رو که باور نداریم ندیدیم.شاید ما لیاقت نداریم.شاید...
رو دلم دست می ذارید.باعث میشه زیاد بنویسم
عذر میخوام...
.

مرا فرانسوي ببوس گفت...

موافقم
نبايد بگيم ديگه وجود نداره
حتي اگر فقط يه دونه ش تو كل دنيا باقي مونده باشه

amir hossein گفت...

very good

mahdi گفت...

آدمک ...
خودم !

سعيده گفت...

دوست عزيز اين كه در كامنت قبليم گفتم اين معامله گرها از عوايدش بي نصيب نمي مونن، منظورم هم نتايج مثبت و هم نتايج منفيش بود. اين كه كسي چنين معامله اي مي كنه دليل بر اين نميشه كه هميشه به نتيجه مثبت برسه، شايد بدترين معامله عمرش رو بكنه و قرار نيست حتما نتيجه مثبت و دلخواه براش داشته باشه.
من باور دارم كه در اين دنيا هيچ عمل ما بدون عكس العمل نمي مونه، پس اين معامله گر هم بايد پاي عملش وايسته!!
چرا بايد باور كنيم هر كسي كه از مسير كج و انحرافي ميره قطعا به نتيجه خوب و مطلوب مي رسه؟!
م.م. عزيز به نكته بسيار خوبي اشاره كرده و به سهم خودم ازش تشكر مي كنم، چرا كه افكار ما بدون ترديد در دنياي واقعي به عينيت مي رسن. حالا تصور كن كه از اين جنس تفكرات امروزي كه ديگه "آدم" يافت نميشه، ديگه نميشه به كسي اعتماد كرد، ديگه كسي "صداقت" نداره، ديگه كسي از ته دل عاشق نميشه و ... به باورهامون تبديل بشن! اونوقت به چه اميدي ميشه زندگي كرد؟
به قول شما حتا اگر يك مورد هم نقيض اين حكمها يافت بشه كافيه تا بشه "اميدوار" به آينده و آدمهاي اطرافمون باشيم.
اميد كه خوندن اين كامنت از حوصله دوستان خارج نباشه
شاد باشيد

رســــــــــتار گفت...

آخ گفتی

کلبه گفت...

معامله ی دو سر باخت

refagh گفت...

من این چیزی که شما نوشتی رو تفت دادم یک جای دیگر، شد این.

انسان ها رو با بازیگرها،
مستند ها رو با فیلم ها،
تاخت نزنید.
معامله ی افتضاحی است.

این مرجع بازیگر و مستند و فیلم، شبیه همان کانسپت پست "اندر احوالات دروغ"، پست قبل از این خود شما بود.
از این تصادف میمون و هم حسی بسی مسرور شدیم!

manminevisam گفت...

اينو من بهش گفتما! تو دلم.