چهارشنبه، دی ۰۱، ۱۳۸۹

يلدا

رفتم تو كوچه
ديدم كوچه خودشو هف قلم بزك كرده
داشتم رد ميشدم پشت چشماشو نازك كرد
يعني ببين با اين برگا چقد خوشگلو تو دل برو شدم...
منم يه نگا بهش انداختمو گفتم:
(ببين! كوچه اي كه صداي تيك و تيك كفشاي پاشنه بلند اون توش نپيچه
حتي با صد قلم سرخاب سفيداب
به لعنت خدا هم نمي ارزه!)
خودش خجالت كشيد و سرشو انداخت پايين

پ.ن:به قول حسين نوروزي: يلدا هم آمد و تو نيامدي...!

۲۰ نظر:

م.م. گفت...

پارسال همین موقع بود که توی دفتریادداشتی که بعدها دادم بخونه خطاب بهش یه چیزایی نوشتم.
اون شب فامیلای نزدیک همه خونه ی ما بودن اما من دلم پیش اون بودی.اونی که هیچ وفت دلش پیش من نبود.این ُ بعدها فهمیدم.
امشب،یعنی شب یلدا یادش افتادم.
میدونم مضحکه ولی دست خودت نیست.هست؟
این روزا میفهمم که دوست داشتن الزاما ً به معنی مناسب بودن نیست.
میدونم ما به درد هم نمی خوریم اما هنوز دوسش دارم.بازم احمقانه ست نه؟
قشنگ مینویسی اما دل ما رو به درد میاری.خاطرات ُ زنده میکنی.
به هرحال از نوشته هات خوشم میاد.ممنون.

سکوت کاغذی گفت...

تا صبح یک جرعه مانده...بنوشیم به سلامتی دیدن یک رویا
چه باید کرد وقتی یلدا هم براییمان یلداییش را از دست میدهد؟!!!!!!!

سکوت کاغذی گفت...

راستی!!!!
پاییز هم رفت نقطه تمام.

ف@طمه گفت...

ای جان از این احساسا قشنگ صدایتک تیک پاشنه:)
امیدوارم بیاد بالاخره:)

amir hossein گفت...

خیلی قشنگ بود

فاطمه گفت...

با حرفهای م.م موافقم.هنوز بعد سالها به یاد کسی هستیم که میدونیم کار احمقانه ای هست

دوست داشتن این حس لعنتی که بدتر از خوره نابودت میکنه.نه راهی داری نه درمانی.نه به کسی میتونی بگی

خدایا خودت که تنهائی با تنها شدن ما چه حسی بهت دست میده؟؟؟؟

به قول م.م چون قشنگ مینویسی میایم و میخونیم اما همین یه ذره دلی که برامون مونده هم نابود میشه

مرا فرانسوي ببوس گفت...

من كه هميشه غمگين نمينويسم!
چند سطر پاينتر راجع به تغيير وزن مينيمال طنز براتون نوشتم!
خب بعضي وقتا اصن شيرين زبونيم نمياد
اما بهتر ميشه
هميشه همينجوري نميمونه كه
كوچه مام عروسي ميشه
يعني داره ميشه

رخساره گفت...

عروسی ...مبارک باشه
تمام آرشیوتو خوندم بیشتریاشو دوست داشتم زیبا

ناشناس گفت...

لبخند تو را چند صباحیست ندیدم یک بار دگر خانه ات آباد بگو سیب ...

خیلی قشنگ مینوسین

faryadeyekmourche گفت...

تق تق کفشای پاشنه بلند چه کرد با ما...

bahar گفت...

be omide yaldayi ke ghadamhato ba tik tike kafsheye pashene boland oo mizan koni, too hamoon koocheye payizi

شاهین گفت...

خودش آن شب مرا بوسید...حالا من مانده ام...و او شاید دیشب .... باز دلم لرزید

absolution گفت...

می بینم که این روزا دلتنگی حاکمه...
حسابش تو دست اون بوس های فرانسویه
give me a french kiss...

م.م. گفت...

آره.به قول شاعر محبوبم حافظ عزیز
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

آره دوست عزیز.من باید به حفم تو این دنیابرسم.همه باید برسن.مخصوصا ً...

کک به تنبون گفت...

یلدات مبارک

سروکوهی گفت...

معرکه ای...

سروکوهی گفت...

معرکه ای...

گمشده گفت...

ممنون از اينكه جوابمونو دادي! يلدات پسا پس مبارك ...

مرا فرانسوي ببوس گفت...

بوسه فرانسوی یا بوسه عاشقانه یا لب گرفتن به بوسه تحریک کننده‌ای که در آن زبان بوسه کننده زبان یا لب شخص دیگر را لمس می‌کند گفته می‌شود. در بوسه فرانسوی معمولاً زبان وارد دهان شخص دیگر می‌گردد.

به نقل از ويكي پديا

ممنون از همه ي دوستان بابت مهربونيشون

سيفتال گفت...

مما از اين توضيحات كاملتون سپاس گذاريم كه تا به امروز نمي دانستيم كدام بوسه فرانسوي و كدامش اسپانيايي و... مي باشد.
تو با كدام كوچه رفيقي كه من نمي دانم؟
سلام پنجره ها را سلام مي گويم.