پنجشنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۸۹

گفتم آهن دلي كنم چندي

زن: اگه اون تونسته فراموش كنه... منم ميتونم
مرد:ميبيني؟ هنوزم دوسش داري!
زن: از كجا معلوم؟
مرد: ازاونجا كه هنوزم ميخواي كارايي رو بكني كه اون كرده...

(شبهاي روشن/فرزاد موتمن)

چهارشنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۹

پست شماره 100 (غربت)

مست بودم. تو اتوبان چمران آهنگ (وقتي دلگيريو تنها) ي ابي رو گذاشته بودم و صداشو تا ته بره بودم بالا. دلم گرفته بود... تو حال خودم نبودم... بلند بلند ميخوندم باهاش. هر كي رد ميشد يه متلكي مينداخت.
يكي ميگفت ناز نفست!
يكي ميگفت نخون آهنگو خراب كردي...
اما من بازم ميخوندم. تا اينكه يه 206 نقره اي كه يه دختر و پسر توش بودن كنارم تو ترافيك وايساد. دو تايي بلند بلند باهام خوندن:
وقتي دلگيريو تنها...
غمم سبكتر شد. دلگير بودم اما ديگه تنها نبودم. تو اون حال فقط يه لبخند بهشون زدم اما حالا ميخوام بهشون بگم ...
دمتون گرم

یکشنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۸۹

يك مهندس متعهد

ديني/ معارف/ بينش اسلامي/ انديشه اسلامي/ انقلاب اسلامي/ متون اسلامي/ تاريخ اسلام /قرائت قرآن ... تبريك ميگم! يه چنتا درس فرعي باقي ميمونه كه اگه اونا رو هم بخونيد، مهندس ميشيد.

بازنده ي قايم باشك

باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند.

(نيچه)

پنجشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۹

ايران بانو

مادري داشتم كه بهار را به گوشه ي چارقدش سنجاق كرده بود...

(ع.م)

چهارشنبه، شهریور ۱۷، ۱۳۸۹

شصتي كه به چشم فرو رفته...

(دهه شصتي) كسيه كه تموم عمرش براي هضم كردن اتفاقاي سه دهه ي اول زندگيش كافي نيست.

دوشنبه، شهریور ۱۵، ۱۳۸۹

از هر طرف كه رفتم... جز وحشتم نيافزود

رفيقم ميگفت: ميدوني چرا من تو زندگيم پيوسته به گا رفتم؟
گفتم چرا؟
گفت: چون هميشه يه سري آدم دورو برم بودن كه گفتن اين راه اشتباس... اما هيچ وقت نگفتن راه درستش كدومه.


پ.ن: ميخوام برم دنبال اولين پيشنهاد مفيد.

یکشنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۸۹

روزي 3 سخنراني از دكتر در 20:30


كسي كه زياد حرف ميزند يا تصور ميكند خيلي ميفهمد
، يا خيلي دروغ ميگويد.

(آبه دولاروش)


شنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۸۹

خواست خدا بوده حتما!

مذهب همان چيزيست كه مانع كشته شدن پولدارها به دست فقرا ميشود.

(ناپلئون بناپارت)

پ.ن: شهر تو، شهر فرنگ / آدماش ترمه قبا /شهر من، شهر دعا / همه گنبداش طلا

چهارشنبه، شهریور ۱۰، ۱۳۸۹

مرثيه اي براي يك توهم

پارسال تو برنامه ي نود، فردوسي پور از برنامه ريزي علي دايي واسه تيم ملي انتقاد كرد.
علي دايي جواب داد: آقاي فردوسي پور اينجا ايرانه! فك كردي كجا داري زندگي ميكني؟!


پ.ن: اين سوال علي دايي رو دوباره امروز از خودم پرسيدم.